![]() |
![]() |
|
| به نام آنکه اشک را آفرید تا مرز وداع آتش نگیرد... |
|
چه ساده و راحت دوست داشتن زمینی مان که با تمام وجود بود را با ادعای معرفت و دلایل بی دلیل کنار میگذاریم ..حتما شما هم تجربه کردید که چقدر ناپایدار است این عشق زمینی .. دیگه میخوام فقط یه دوست داشته باشم که دوست داشتنش تمومی نداره حتی پس از مرگ عاشقتم خدا |
|
+ نوشته شده در
88/02/13ساعت 19:3 توسط مرضیه |
|
|
دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیباییهای روح که زیباییهای محسوس را به گونه ای دیگر میبیند ... دوست داشتن در روشنایی ریشه میبندد و ازاینرو است که همواره پس از آشنایی پدید می آید و درحقیقت در آغاز دو روح خطوط آشنایی را در سیما و نگاه یکدیگر می خوانندو پس از آشنا شدن است که خودمانی می شوند......
دکتر شریعتی وامروز این دوست داشتن زیبا و در عین حال همراه با سختی را از من دریغ کردند به خاطر تمام آدمهایی که باعث بدبینی بقیه شدند آدمهایی که نفهمیدند چرا و به چه دلیل پا به عرصه وجود گذاشتند... ولی من این دوست داشتن زیبا را همچنان دوست میدارم. دوست داشتنی که میخواستم با آن به اوج برسم اوجی فراتر از دنیای خیالی و رنگی آدمها...اما باید ساخت و خوشحالم که در دنیای آدمیان کسی را با مام وجود دوست دارم که هیچکس نمیتواند از من دریغش کند و همه چیز برای رسیدن به اوست و با تمام وجود میپرستمش و از او برای خودم و دوست داشتن زمینیم طلب عاقبت بخیر دارم و امیدوارم با حمایتش همیشه شاد باشد این دوست داشتن پاک و هر چند کوتاهم |
|
+ نوشته شده در
88/02/02ساعت 10:16 توسط مرضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو درعرش کبریایی نداری من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری.........
|
|
RSS
|