![]() |
![]() |
|
| به نام آنکه اشک را آفرید تا مرز وداع آتش نگیرد... |
|
و خداوند زنده ی جاوید بود که در کویر بی پایان عدم "تنها نفس می کشید". دوست داشت چشمی ببیندش، دوست داشت دلی بشناسدش ودر خانه ای گرم از عشق، روشن از آشنایی، استوار از ایمان و پاک از خلوص خانه گیرد. و خدا آفریدگار بود و دوست داشت بیافریند................. دکتر شریعتی |
|
+ نوشته شده در
87/03/26ساعت 8:35 توسط مرضیه |
|
آن را که جفا جوست نمی باید خواست معیری |
|
+ نوشته شده در
87/03/08ساعت 12:20 توسط مرضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو درعرش کبریایی نداری من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری.........
|
|
RSS
|