![]() |
![]() |
|
| به نام آنکه اشک را آفرید تا مرز وداع آتش نگیرد... |
|
جاتون خالی امام رضا(ع) طلبيد و چند روزی رفتيم زيارتش ..خيلی عالی بود خيلی بهش نياز داشتم يه گوشه معنوی که بشينی با خدای خودت رازونياز کنی کنار يه فرستادش..گاهی نياز دازی بشينی باهاش حرف بزنی يه جايی که بهت اون حس را بيشتر بده.. انشا... قسمت همه دوستدارانش بشه.. خداوندا! از تو خواهش می کنم، همچون کسی که نيازمنديش شديد و توان و قدرتش ضعيف و گناهانش زياد شده، خواهشی همانند آنکه برای نيازمنديش فريادرس و برای ضعفش نيرو دهنده ای و برای گناهانش آمرزنده ای، غير از تو نمی يابد. ای صاحب جلالت و اکرام! از تو خواهش بر انجام عملی دارم که هر که انجامش دهد دوستش داری، و از تو يقينی می خواهم که هر که به آن مرتبه از يقين نسبت به نفوذ و اراده ی تو برسد، سود می برد. ای برطرف کننده ی غم و اندوه و ای از بين برنده ي غم! ای رحمان اين دنيا و آخرت و ای رحمان هر دو دنيا! بر محمد و آل محمد درود بفرست و غم و اندوه مرا برطرف نما.
|
|
+ نوشته شده در
86/04/25ساعت 19:54 توسط مرضیه |
|
نه از زندگی سیر نیستم..دوست دارم به بهترین شکل ممکن زندگی کنم چون خدا به هر بندش فقط یه بار این فرصتو می ده...و همین که من جزو کسانی هستم که زندگی به من هدیه شده خیلی هم خوشحالم...حتی سختیهاشم قشنگه چون تجربیاتی به ادم می ده که فراموش نشدنیه..و خاطراتی برات می سازه که چه تلخ وچه شیرینش هیچوقت از یادت نمی ره.. ما باید زندگی را بشناسیم بعد زندگی کنیم وگر نه گاهی جلوش کم میاریم وتحمل سختیاشو نداریم.. به قول جبران خلیل جبران : "زندگی افسونگری است که با زیباییش ما را می فریبد اما آن کس که حیله های زندگی را بشناسد از افسونش می گریزد."
|
|
+ نوشته شده در
86/04/16ساعت 16:5 توسط مرضیه |
|
اینقدر دلم می خواد برا یه روزم که شده با زندگی قهر کنم و برم یه گوشه بشینم که مال اون نباشه..اما مگه می شه آخه؟نه نمیشه...همه چیز مال زندگیه..بعضی وقتا خیلی ازش خسته می شم ..آخه اصلا با من راه نمی یاد ..همش دستمو می کشه یه طرف دیگه که من نمی خوام برم..نمی دونم شاید همش تقصیر خودمه که بچگی می کنم...شاید واقعا اون راهی مه می خوام برم اشتباهه .. نمی دونم... زندگی می کنی برای زندگی.. زنده ای که زندگی کنی کار می کنی که زندگی کنی عاشق می شی که زندگی کنی همه چیز و همه کس برای زندگیه... عجب روزگاریه ها فقط باید یاد بگیری چطور باهاش بسازی همین و بس یا علی
|
|
+ نوشته شده در
86/04/12ساعت 10:9 توسط مرضیه |
|
چقدر دنیا کوچیکه و آدماش بی رحم بعضی از این آدما هرکس جلو چشمشون قرار می گیره فقط به عنوان یه بازیچه نگاش می کنن ..همین و بس یه مدت که می گذره و ازش سیر می شن میرن سراغ یکی دیگه واقعا که دنیای کثیفی شده.. دیگه نمی شه حتی به چشماتم اعتماد کنی.. میای محبت کنی ..سیلی می خوری... آخه باید به کی بگی این حرفا را وقتی دلت داره منفجر می شه.. ای کاش آدما همیشه بچه می موندن تا پاکی و صداقتشون از بین نمی رفت... بچگی دنیایی داره که همیشه حسرتشو می خورم بی ریای بی ریا امیدوارم همتون با صداقت و بی ریا رفتار کنین... باور کنید هیچ وقت ضرر نمی کنید.. یا علی |
|
+ نوشته شده در
86/04/06ساعت 17:24 توسط مرضیه |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
86/04/05ساعت 17:13 توسط مرضیه |
|
وقتی قلبی را با غرور بی جات انداختی گوشه تنهایی.. اینو بدون که یه تجلی..یه مهربونتر از تو که همیشه ادعات می شد که دوسش داری..یه همدل که همیشه در سختترین و در غم و اندوه کنارش بوده هنوزم هست و هیچ وقت تو تنهاییش تنهاش نمی ذاره ... امیدوارم این مهربون هیچ وقت هیچکس را محتاج تو و امثال تو نکنه... خدایا آنکه در تنهاترین تنهاییم تنهای تنهایم گذاشت .تو در تنهاترین تنهاییش تنهای تنهایش نذار |
|
+ نوشته شده در
86/04/04ساعت 16:39 توسط مرضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو درعرش کبریایی نداری من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری.........
|
|
RSS
|