![]() |
![]() |
|
| به نام آنکه اشک را آفرید تا مرز وداع آتش نگیرد... |
|
فريادي و ديگر هيچ شاملو |
|
+ نوشته شده در
85/07/15ساعت 12:30 توسط مرضیه |
|
مرگ در هر حالتي تلخ است امروز منم كه راهي كوي توام ابتهاج |
|
+ نوشته شده در
85/07/10ساعت 13:32 توسط مرضیه |
|
|
عشق و نفرت را دیدم که دل انسا ن را به بازی گرفته بودند . عشق گناه بشر را پنهان می کرد و او را سر مست شراب اطاعت و پرستش و چاپلوسی می کرد در حالیکه نفرت او را تحریک میکرد چشم وگوشش را نسبت به حقیقت کور و کر می کرد..........
|
|
+ نوشته شده در
85/07/05ساعت 11:13 توسط مرضیه |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو درعرش کبریایی نداری من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری.........
|
|
RSS
|