تبليغاتX
دل جايگاه عشق به کسی نیست...جز خدا
به نام آنکه اشک را آفرید تا مرز وداع آتش نگیرد...
 

آموخته ام

چيزهاي كم اهميت را تشخيص دهم و سپس آن هاراناديده بگيرم.

آموخته ام

كه باخت در يك نبرد كوچك را به قصد برد در يك جنگ بزرگ بپذيرم .

آموخته ام

زندگي را از طبيعت بياموزم ، چون بيد متواضع باشم ، چون سرو ، راست قامت‌‌، مثل صنوبر ، صبور، مثل بلوط مقاوم ، مثل رود ،روان ، مثل خورشيد با سخاوت و مثل ابر با كرامت باشم .

آموخته ام

كه اگر مايلم پيام عشق را بشنوم ، خود نيز بايستي آن را ارسال كنم .

آموخته ام

ثروتمند كسي نيست كه بيشترين ها را دارد ، بلكه كسي است كه به كمترين ها نياز دارد.

آموخته ام

دو نفر مي توانند با هم به يك نقطه نگاه كنند ولي آنرا متفاوت ببنند.

آموخته ام

كافي نيست فقط ديگران را ببخشيم ، بلكه گاهي خود را نيز بايد ببخشيم .

آموخته ام

كه فقط چند ثانيه طول مي كشد تا زخم هاي عميقي در قلب كساني كه دوستشا ن داريم ، ايجاد كنيم اما سال ها طول مي كشد تا آن زخم ها را التيام بخشم .

آموخته ام

كه دوستان خوب و واقعي ، جواهرات گرانبهايي هستند كه به دست آوردن شان سخت و نگه داشتن شان سخت تر است .

آموخته ايم

كه همه مي خواهند روي قله كوه زندگي كنند ، اما تمام شادي ها وقتي رخ مي دهند كه در حال بالا رفتن از كوه هستند.

 

+ نوشته شده در  84/08/22ساعت 11:20  توسط مرضیه | 
    زيبايي نخستين بارقه الهي است‌
    هر آينه كه زيبايي را مي‌بيني‌،
    به ياد آر كه در فضايي مقدس هستي‌.
    مي‌گويم در هر جا:
    در چهره يك انسان‌،
    درچشمان يك كودك‌،
    در گلبرگهاي يك نيلوفر،
    يا در بالهاي پرنده‌اي در پرواز،
    در رنگ رنگ يك رنگين كمان‌،
    يا در سكوت يك صخره‌.
    هر جا كه زيبايي مي‌بيني‌،
    به ياد آر كه در فضايي مقدس هستي‌
    خداوند نزديك توست‌
 

 

+ نوشته شده در  84/08/19ساعت 15:25  توسط مرضیه | 
 

     زندگي هديه‌اي حاضر و آماده نيست‌
    تو وارث همان حياتي هستي كه خود آفريده‌اي
    تو از زندگي همان ميوه‌اي را به دست مي‌آوري كه بذر آن كاشته‌اي‌.
    نخست مجبوري معنا به آن ببخشي‌.
    بايد آن را به رنگ و موسيقي و شعر درآميزي‌،
    بايد خلاق باشي‌.
    اگر چنين كردي‌، آري تو زنده‌اي..........‌

+ نوشته شده در  84/08/19ساعت 10:36  توسط مرضیه | 
   تو لحظه به لحظه خود را مي‌آفريني‌.
    تو چون يك كُل ثابت متولد نشده‌اي‌،
    بلكه توانشي هستي بي‌انتها.
    بذر به دنيا آمده‌اي و نه درخت‌.
    تو باز تولد يافته‌اي نه بسته‌
    اين باز بودن عظيم است عظيم‌.
    هر لحظه بايد انتخاب كني كه مي‌خواهي چه كسي باشي‌. 
   
 تصميم تو سرنوشت توست‌.

   
 

+ نوشته شده در  84/08/17ساعت 10:51  توسط مرضیه | 

    زندگي را به تمامي زندگي كن‌
     در دنيا زندگي كن بي‌آن كه جزيي از آن باشي‌.
     همچون نيلوفري باش در آب‌;
     زندگي در آب‌، و بدون تماس با آب‌.

+ نوشته شده در  84/08/16ساعت 7:42  توسط مرضیه | 
آنگا ه که در تنگنای معاش زندگی روزنه امید نداری

ببخش و انفاق کن(سبا /۳۹)

آ نگاه که می خواهی خوشبختی را گرم در آغوش کشی

تسلیم درکه من باش(زمر/۵۴)

آنگاه که می خواهی ثروتمندترین وو توانگرترین باشی

مالت را در راه من صرف کن تا آن را زیاد کنم(تغابن/۱۷)

آنگاه که روحت در حسرت یک سنگ صبور در تب و تاب است.

به هنگام صبح و شام خدا را تسبیح گوی (آ ل عمران/۴۱)

آنگاه که منیت وغرور در بند بند وجودت ریشه د وانید

سجده کن و تقرب بجوی(علق/۱۹) 

آ نگاه که در ورطه غفلت و بی خبری از یاد خدا غرق در نعمت شدی

به هوش باش که در عرصه آزمون الهی به سر می بری(جن/۱۷)

آنگاه که در فراز ونشیب زندگی غافل از یاد خدا در حال بریدنی

از رحمت لایزال الهی ما یوس مباش(عنکبوت/۲۳)

+ نوشته شده در  84/08/08ساعت 21:45  توسط مرضیه | 
تو را به دادگاه خواهند کشید

     شاید به حبس ابد محکوم شوی

                   جزییات جنایتت معلوم نیست

اما

اثر انگشتت را..............

روی قلبی شکسته یافته اند!!!!!!!

+ نوشته شده در  84/08/08ساعت 13:0  توسط مرضیه | 

بسم‌الله 
 ديروز شيطان را ديدم. در حوالي ميدان بساطش را پهن كرده بود؛ فريب مي‌فروخت. مردم دورش
 جمع شده‌ بودند،‌ هياهو مي‌كردند و هول مي‌زدند و بيشتر مي‌خواستند.توي بساطش همه چيز بود: غرور، حرص،‌دروغ و خيانت،‌ جاه‌طلبي و ... هر كس چيزي مي‌خريد و در ازايش چيزي مي‌داد. بعضي‌ها تكه‌اي از قلبشان را مي‌دادند و بعضی پاره‌اي از روحشان را. بعضي‌ها ايمانشان را مي‌دادند وبعضي آزادگيشان را.شيطان مي‌خنديد و دهانش بوي گند جهنم مي‌داد. حالم را به هم مي‌زد. دلم مي‌خواست همه نفرتم را توي صورتش تف
 كنم. انگار ذهنم را خواند. موذيانه خنديد و گفت: من كاري با كسي ندارم،‌فقط گوشه‌اي بساطم را پهن كرده‌ام و آرام نجوا مي‌كنم. نه قيل و قال مي‌كنم و نه كسي را مجبور مي‌كنم چيزي از من بخرد. مي‌بيني! آدم‌ها خودشان دورمن جمع شده‌اند.جوابش را ندادم. آن وقت سرش را نزديك‌تر آورد و گفت‌: البته تو با اينها فرق مي‌كني.تو زيركي و مومن. زيركي و ايمان، آدم را نجات مي‌دهد. اينها ساده‌اند و گرسنه. به جاي هر چيزي فريب مي‌خورند. از شيطان بدم مي‌آمد. حرف‌هايش اما شيرين بود. گذاشتم كه حرف بزند و او هي گفت و گفت و گفت. ساعت‌ها كنار بساطش نشستم تا اين كه چشمم به جعبه‌ايعبادت افتاد كه لا به لاي چيز‌هاي ديگر بود. دور از چشم شيطان آن را برداشتم و توي جيبم گذاشتم.  با خودم گفتم: بگذار يك بار هم شده كسي، چيزي از شيطان بدزدد. بگذار يك بار هم او فريب بخورد. به خانه آمدم و در كوچك جعبه عبادت را باز كردم. توي آن اما جز غرور چيزي نبود. جعبه عبادت از دستم افتاد و غرور توي اتاق ريخت. فريب خورده بودم، فريب. دستم راروي قلبم گذاشتم،‌نبود! فهميدم كه آن را كنار بساطشيطان جا گذاشته‌ام. تمام راه را دويدم. تمام راه لعنتش كردم. تمام راه خدا خدا كردم. مي‌خواستم يقه نامردش را بگيرم. عبادت دروغي‌اش را توي سرش بكوبم و قلبم را پس بگيرم. به ميدان رسيدم، شيطان اما نبود.  آن وقت نشستم و هاي هاي گريه كردم. اشك‌هايم كه تمامشد،‌بلند شدم. بلند شدم تا بي‌دلي‌ام را با خود ببرم كه صدايي شنيدم، صداي قلبم را. و همان‌جا بي‌اختيار به سجده افتادم و زمين را بوسيدم. به شكرانه قلبي كه پيدا شده بود

+ نوشته شده در  84/08/01ساعت 11:54  توسط مرضیه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
خدایا من در کلبه حقیرانه خود چیزی دارم که تو درعرش کبریایی نداری من چون تویی دارم و تو چون خودی نداری.........

نوشته های پیشین
شهریور 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
پیوندها
غروب عشق (داداش گلم که بهترینه)
ناقوس عشق
الهه جون
ناله های پنهان
شبهای عاشقی
لیلی
ریحان
محبوبم..دریای بینهایت
یا حنان
جناب اسکیزوفرنی
جمعه های سوت و کور
فرهاد
اشرف دختر باران
نوشین
ستاره های مشکی پوش
روح الله
مانی
زهرا خانوم گل
سعید
حرکت از نو
مصطفی حسینی
مشکی پوش
یاسی
فقط برای تو
هاشمي
meshki pooshhaa
مرد مشکی پوش
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان

 
Cool Status Bar Scroller